حوادث رکنا ناموسی تبریز – جزئیات کامل و پشت پرده

وکیل

حوادث رکنا ناموسی تبریز

حوادث ناموسی در تبریز، همچون سایه ای سنگین بر سیمای این شهر تاریخی، نشان دهنده ابعاد پیچیده و دردناک یک پدیده اجتماعی هستند که با انگیزه های حفظ «شرف» و «آبرو» رخ می دهند. این نوع جنایات، که در گزارش های خبری رسانه هایی چون رکنا بازتاب گسترده ای پیدا می کنند، جامعه را با سوالات عمیقی درباره ریشه های فرهنگی و اجتماعی خشونت مواجه می سازند.

شهر تبریز، مهد فرهنگ و تاریخ آذربایجان، گاهی شاهد وقوع حوادثی است که ریشه هایی عمیق در باورهای سنتی و تفسیرهای نادرست از مفاهیم ناموس و شرف دارند. این رویدادهای تلخ، نه تنها قربانیان خود را به کام مرگ می کشانند، بلکه زخم های عمیقی بر پیکر خانواده ها و جامعه بر جای می گذارند. رسانه ها، با گزارش های خود، این حوادث را به اطلاع عموم می رسانند و دریچه ای به سوی واقعیت های پنهان جامعه می گشایند. هدف از این بازخوانی، صرفاً روایت یک اتفاق نیست؛ بلکه تلاشی است برای درک بهتر این پدیده، عوامل مؤثر بر آن و پیامدهای گسترده ای که در پی دارد. با مرور پرونده های خبری، می توان ابعاد مختلف این فاجعه اجتماعی را روشن تر کرد و به افزایش آگاهی عمومی در مورد ضرورت مقابله با خشونت های ناموسی کمک نمود. این روایت ها، داستانی غم انگیز از تقابل سنت و مدرنیته، جهل و آگاهی، و زندگی و مرگ هستند که هر کدام، هشداری برای آینده ای بهتر محسوب می شوند.

قتل ناموسی چیست؟ تعریفی برای درک بهتر این پدیده

پیش از آنکه به جزئیات پرونده های خاص بپردازیم، ضروری است تا درکی جامع از مفهوم «قتل ناموسی» داشته باشیم. قتل ناموسی، به نوعی از قتل عمد اطلاق می شود که در آن فردی، معمولاً زن یا دختر، توسط یکی از اعضای خانواده خود (اغلب مردان) و به دلیل اتهاماتی نظیر برهم زدن ناموس یا شرف خانواده به قتل می رسد. این اتهامات می تواند شامل روابط جنسی خارج از ازدواج، نافرمانی از قوانین سخت گیرانه خانواده، انتخاب همسر بدون رضایت والدین، یا حتی شایعاتی درباره این مسائل باشد.

تفاوت اصلی قتل ناموسی با سایر انواع قتل، در انگیزه و بستر اجتماعی آن نهفته است. در قتل ناموسی، قاتل اغلب تحت فشار باورهای سنتی جامعه، انتظارات خانوادگی و برداشت های نادرست از ارزش های اخلاقی، اقدام به جنایت می کند. این باورها، گاهی اوقات به قدری ریشه دار هستند که قاتل تصور می کند با این عمل، آبروی از دست رفته خانواده را بازگردانده و حتی مورد تحسین قرار می گیرد. این پدیده محصول ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی است و نه ارزش های عمومی و انسانی. ریشه های فرهنگی، اجتماعی و سنتی که منجر به این حوادث می شوند، اغلب در جوامعی یافت می شوند که مردسالاری حاکم است و زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار نیستند. آموزش و آگاهی بخشی می تواند نقش مهمی در تغییر این تفکرات غلط و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی ایفا کند.

بازخوانی پرونده های برجسته حوادث ناموسی در تبریز: از کشف تا اعتراف

شهر تبریز، با وجود پیشرفت های چشمگیر و جایگاه فرهنگی خود، متأسفانه گاهی اوقات صحنه وقوع حوادث تلخ و ناگواری می شود که در قالب قتل های ناموسی در صدر اخبار قرار می گیرند. این پرونده ها، نه تنها به دلیل ماهیت فجیع شان، بلکه به دلیل پیچیدگی های اجتماعی و روانی نهفته در آن ها، همواره توجه افکار عمومی و کارآگاهان پلیس را به خود جلب کرده اند. در ادامه، به بازخوانی یکی از برجسته ترین پرونده های قتل ناموسی در تبریز می پردازیم که در رسانه های خبری، به ویژه در سبک و سیاق رکنا، بازتاب گسترده ای داشت.

پرونده پسر و زن بیوه اردشیر را آتش زد: بازگویی جزئیات تلخ

پاییز سال ۱۳۹۱، خبری تلخ شهر تبریز را در بهت فرو برد. شعله های آتش در یک خودروی پژو ۴۰۵، راز جنایتی هولناک را فاش کرد که انگیزه های ناموسی در پس آن نهفته بود. این پرونده، که با مهارت کارآگاهان پلیس آگاهی استان آذربایجان شرقی گره گشایی شد، داستانی از انتقام، پنهان کاری و پشیمانی است.

تاریخ و گزارش اولیه: کشف جسد در خودروی آتش گرفته

در یک روز پاییزی در سال ۱۳۹۱، ساکنان محلی خلوت در تبریز، متوجه آتش سوزی یک دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ شدند. بلافاصله با آتش نشانی تماس گرفتند و نیروهای امدادی به سرعت خود را به محل رساندند. پس از اطفای حریق، امدادگران با صحنه ای تکان دهنده مواجه شدند؛ جسد مردی میانسال، پیچیده در یک پتو، بر روی صندلی عقب خودرو قرار داشت. بلافاصله پلیس در جریان قرار گرفت و تیم بررسی صحنه جرم به محل اعزام شد. سرهنگ مداحی، رئیس وقت پلیس آگاهی استان، مسئولیت پرونده را بر عهده گرفت.

شروع تحقیقات: سرنخ های اولیه و ابهامات

با ورود پلیس آگاهی و کارآگاهان به صحنه جرم، جسد مورد بررسی قرار گرفت. جسد، که تا حدی سوخته بود، متعلق به مردی حدود ۶۰ ساله بود. تیم پزشکی قانونی در همان ساعات اولیه، زمان مرگ را چند ساعت قبل از کشف جسد اعلام کرد و آثار کبودی روی گردن، نشان از مرگ بر اثر خفگی داشت. نکته ای که از همان ابتدا توجه کارآگاهان را به خود جلب کرد، عدم سرقت پول ها و وسایل ارزشمند مقتول بود. این مسئله، فرضیه قتل با انگیزه سرقت را تضعیف و مسیر تحقیقات را به سمت انگیزه های دیگر، از جمله اختلافات شخصی یا ناموسی، سوق داد.

هویت مقتول و زندگی شخصی او

در بازرسی از جیب های مقتول، مدارک شناسایی او به دست آمد. هویت مقتول، اردشیر نامی ۶۰ ساله بود. با استعلام پلاک خودرو، مشخص شد که خودروی پژو ۴۰۵ نیز متعلق به خود اردشیر است. تحقیقات بیشتر درباره زندگی شخصی اردشیر، ابعاد جدیدی از ماجرا را روشن کرد. اردشیر مدتی بود که از خانواده اش جدا شده و در اتاقی اجاره ای به تنهایی زندگی می کرد. اطلاعات به دست آمده، حاکی از آن بود که او با افرادی در ارتباط بوده و دارای مشکلات اخلاقی است. این اطلاعات، فرضیه انتقام گیری با انگیزه های ناموسی را پررنگ تر ساخت.

ردیابی مظنون: شهاب، پسر جوان دانشجو

چند روز پس از وقوع جنایت، در تحقیقات میدانی، کارآگاهان به سرنخی حیاتی دست یافتند. مشخص شد که اردشیر در روز حادثه با پسر جوانی به نام شهاب دیده شده است. با وجود آنکه هویت کامل شهاب در ابتدا نامشخص بود، اما این احتمال وجود داشت که او در جنایت دست داشته یا از سرنوشت اردشیر با خبر باشد. شهاب، یک دانشجوی ۲۷ ساله بود و می توانست کلید حل معمای این قتل باشد. تحقیقات گسترده برای شناسایی آدرس و دستگیری شهاب آغاز شد.

دستگیری و اعتراف: راز هولناک برملا می شود

تحقیقات بی وقفه کارآگاهان ادامه یافت تا سرانجام هویت شهاب به طور کامل شناسایی شد. او به سرعت دستگیر و برای بازجویی به اداره آگاهی منتقل شد. شهاب ابتدا سعی داشت با اظهارات دروغین، مسیر تحقیقات را منحرف کند، اما در مواجهه با شواهد و مدارک مستدل پلیس، ناچار به اعتراف شد و راز جنایت خاموش را برملا کرد.

شهاب در اعترافات خود، پرده از انگیزه ای هولناک برداشت. او بیان کرد که سال ها پیش پدرش را از دست داده و با مادر بیوه اش زندگی می کرده است. مدتی قبل، متوجه رفتارهای مشکوک و تماس های مخفیانه مادرش شده بود. وقتی از مادرش پرسید، ابتدا او انکار کرد، اما در نهایت فاش ساخت که مردی به نام اردشیر او را اغفال کرده است. شهاب با شنیدن این ماجرا، احساس کرد که آبرویش از دست رفته و تصمیم به انتقام گرفت. این تصمیم، او را به سمت طراحی نقشه قتل اردشیر سوق داد.

«شهاب گفت: من اصلا مقتول را نمی شناختم، مدتی قبل متوجه رفتارهای مشکوک مادرم شدم. رفت و آمد مشکوک و تماس های مخفیانه مادرم شک مرا برانگیخت. من سال ها قبل پدرم را از دست داده ام و تا به حال چنین رفتار مشکوکی از مادرم ندیده بودم. از مادرم در مورد رفتارش پرسیدم، ابتدا سعی می کرد منکر ماجرا شود و موضوع را از من مخفی کند اما درنهایت گفت مردی به نام اردشیر او را اغفال کرده است. با شنیدن ماجرا حس می کردم دنیا روی سرم آوار شده است. تصمیم گرفتم از اردشیر انتقام بگیرم، به همین دلیل نقشه قتل او را طراحی کردم.»

شرح چگونگی قتل و پنهان کاری

شهاب در ادامه اعترافاتش، جزئیات شب حادثه را شرح داد. او شماره تماس اردشیر را از مادرش گرفته و به بهانه دوستی، او را به خانه شان دعوت کرده بود. اردشیر به گمان اینکه مهمان شهاب است، وارد خانه شد، اما در فرصتی مناسب، شهاب او را غافلگیر و خفه کرد. اردشیر خیلی زود تسلیم مرگ شد. شهاب برای از بین بردن شواهد، جسد را در یک پتو پیچید و در فرصتی مناسب، زمانی که خیابان خلوت بود، آن را روی صندلی عقب خودروی مقتول قرار داد. سپس، خودرو را به محلی خلوت و دورافتاده در فاصله زیادی از خانه شان برد. برای اطمینان از اینکه هیچ رد و سرنخی از خود به جای نگذارد و هویت مقتول نیز برملا نشود، خودرو را به آتش کشید. او غافل از آن بود که آتش سوزی به سرعت توسط اهالی گزارش می شود و راز این قتل هولناک خیلی زود برملا خواهد شد.

پشیمانی و پیامدها

شهاب پس از اعتراف به جنایت، ابراز پشیمانی عمیق کرد و گفت که عذاب وجدان لحظه ای او را رها نکرده است. با اعترافات پسر دانشجو، او به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و جزئیات بیشتری از این قتل فجیع آشکار شد. دستگیری شهاب و حل این پرونده، یکی از خاطرات مهم سرهنگ مداحی، رئیس سابق اداره آگاهی آذربایجان شرقی محسوب می شود. این پرونده، بار دیگر نشان داد که چگونه انگیزه های ناموسی می تواند به فجایع غیرقابل جبرانی منجر شود و تأثیرات مخربی بر فرد، خانواده و جامعه بگذارد.

مروری بر اخبار مرتبط با حوادث ناموسی در تبریز

گذشته از پرونده شهاب، موارد دیگری نیز در تبریز و استان آذربایجان شرقی با انگیزه های ناموسی یا اختلافات خانوادگی شدید به وقوع پیوسته اند که در رسانه ها بازتاب یافته اند. این حوادث، اگرچه ممکن است جزئیات پرونده شهاب را نداشته باشند، اما همگی بر پیچیدگی و حساسیت این پدیده اجتماعی تأکید می کنند.

  • دستگیری قاتل همسرکش در تبریز: در برخی موارد، اختلافات زناشویی و سوءظن های ناموسی به قتل همسر منجر شده است. معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان آذربایجان شرقی، از دستگیری قاتل همسرکش در تبریز خبر داده بود. این گونه پرونده ها اغلب ناشی از عدم مهارت در حل مسائل، سوءتفاهم ها و عدم بلوغ فکری است که به جای راه حل منطقی به خشونت می انجامند.
  • پرونده خانم دکتر تبریزی و قتل شوهرش: اگرچه این پرونده بیشتر بر ابعاد خیانت و توطئه تمرکز داشت، اما در پس زمینه های برخی از این حوادث، مفاهیم ناموسی و حفظ آبرو به شکلی تلویحی یا مستقیم وجود داشته است. این پرونده خاص، نشان دهنده آن است که قتل با انگیزه های پیچیده، همواره نیازمند تحقیقات دقیق و عمیق است.
  • حوادث مرتبط با سوءظن های خانوادگی: گزارش های پراکنده ای نیز از درگیری های خانوادگی و سوءظن هایی که در نهایت به خشونت و قتل ختم شده اند، در سال های مختلف منتشر شده است. این موارد، اغلب در محیط های بسته تر و به دور از چشم رسانه ها اتفاق می افتند، اما گاهی اوقات به دلیل شدت فاجعه، به خبر تبدیل می شوند و زنگ خطری برای جامعه به صدا در می آورند.

این مرور کوتاه بر حوادث مشابه، نشان می دهد که پدیده قتل ناموسی و خشونت های مرتبط با آن، چالشی مداوم در جامعه است و نیازمند توجه و راهکارهای جامع برای ریشه کنی است. هر یک از این پرونده ها، نه تنها یک خبر جنایی، بلکه یک فاجعه انسانی با پیامدهای گسترده اجتماعی هستند.

پیامدهای اجتماعی و حقوقی قتل های ناموسی در تبریز

قتل های ناموسی، تنها یک حادثه جنایی نیستند، بلکه یک پدیده اجتماعی عمیقاً مخرب اند که پیامدهای گسترده ای بر فرد، خانواده و ساختار کلی جامعه دارند. در تبریز، همانند سایر نقاط کشور که چنین حوادثی رخ می دهند، این پیامدها به اشکال مختلفی خود را نشان می دهند.

تأثیر بر خانواده ها: رنجی بی پایان

خانواده های قربانیان قتل ناموسی، با دردی مضاعف روبرو می شوند. از دست دادن عزیزترین فرد خانواده در شرایطی خشونت آمیز، خود به تنهایی فاجعه بار است، اما انگیزه «ناموسی» پشت این قتل ها، داغ ننگ و شرم را نیز بر این خانواده ها تحمیل می کند. بسیاری از اعضای خانواده، به ویژه مادران و خواهران، دچار آسیب های روانی شدید، افسردگی، اضطراب و اختلالات پس از حادثه می شوند. این رنج، نه تنها فوری است، بلکه تا سالیان متمادی با آن ها همراه خواهد بود. همچنین، خانواده قاتلان نیز از این ماجرا بی نصیب نیستند. نام خانواده با لکه ننگ جنایت آغشته می شود و آن ها نیز باید با پیامدهای اجتماعی و روانی عمل یکی از اعضای خود دست و پنجه نرم کنند. چرخه خشونت و انتقام جویی می تواند نسل ها ادامه یابد و روابط فامیلی را برای همیشه از بین ببرد.

واکنش جامعه و افکار عمومی: از انزجار تا سکوت

جامعه تبریز، همانند هر جامعه دیگری، واکنش های متفاوتی به حوادث ناموسی نشان می دهد. در بسیاری موارد، این قتل ها با انزجار و محکومیت عمومی مواجه می شوند و شهروندان خواستار برخورد قاطع با عاملان هستند. رسانه هایی مانند رکنا، با پوشش جزئیات این پرونده ها، به افزایش آگاهی عمومی کمک کرده و گاهی اوقات زمینه را برای بحث های اجتماعی در مورد ریشه های این پدیده فراهم می آورند. با این حال، در برخی بخش های جامعه، به دلیل ریشه های عمیق باورهای سنتی، ممکن است نوعی سکوت یا حتی توجیه پنهان در قبال این اعمال وجود داشته باشد که خود چالشی بزرگ برای مقابله با این خشونت ها به شمار می رود. این دوگانگی در واکنش های اجتماعی، نشان دهنده پیچیدگی فرهنگی است که باید با آن مواجه شد.

نقش قانون و قوه قضائیه: رسیدگی و مجازات

از منظر حقوقی، قتل ناموسی در قوانین ایران، به عنوان یک قتل عمد شناخته می شود و مشمول مجازات قصاص است. با این حال، در مواردی خاص، ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی، در شرایطی که مردی همسر خود را در حال زنا با مرد بیگانه مشاهده کند و بلافاصله او را به قتل برساند، مجازات قاتل را تخفیف داده و وی را از قصاص معاف می کند. این ماده، همواره مورد بحث و انتقاد فعالان حقوق بشر بوده است، زیرا می تواند زمینه ساز سوءاستفاده و ترویج خشونت شود. در پرونده هایی مانند شهاب، که قتل با انگیزه «ناموسی» اما نه در حین ارتکاب جرم توسط مقتول صورت می گیرد، عامل قتل به مجازات قصاص یا حبس های طولانی مدت محکوم می شود. قوه قضائیه در تبریز، با جدیت به این پرونده ها رسیدگی کرده و تلاش می کند تا عدالت را اجرا کند، اما چالش اصلی، فراتر از مجازات فردی، در ریشه کنی فرهنگی این پدیده نهفته است.

برخورد با حوادث ناموسی نیازمند رویکردی چندجانبه است که هم شامل مجازات قانونی عاملان باشد و هم به مقابله با ریشه های فرهنگی و اجتماعی این پدیده بپردازد. عدم آگاهی، تعصبات جنسیتی و تفسیرهای نادرست از مفاهیم اخلاقی، زمینه ساز این خشونت ها هستند.

پیشگیری از تکرار فاجعه: راهکارهایی برای آینده

برای ریشه کنی پدیده خشونت های ناموسی، تنها برخورد قهری و مجازات عاملان کافی نیست. لازم است تا رویکردی جامع و چندوجهی در پیش گرفته شود که بر پیشگیری، آموزش و تغییرات فرهنگی تأکید کند. این راهکارها می توانند به ساختن جامعه ای امن تر و عادلانه تر برای همه افراد کمک کنند.

آموزش و فرهنگ سازی: ارتقای سطح آگاهی عمومی

یکی از مؤثرترین راه ها برای مقابله با قتل های ناموسی، آموزش و فرهنگ سازی است. این آموزش باید از سنین پایین و در سطوح مختلف جامعه آغاز شود. کودکان و نوجوانان باید با مفاهیمی مانند حقوق فردی، احترام به تفاوت ها، مهارت های حل مسئله بدون خشونت و برابری جنسیتی آشنا شوند. آموزش والدین نیز در این زمینه حیاتی است تا بتوانند نگرش های صحیح را به فرزندان خود منتقل کنند. باید به طور مداوم و از طریق رسانه ها، کمپین های اجتماعی، مدارس و دانشگاه ها، به مردم آموزش داده شود که خشونت، به ویژه خشونت ناموسی، هیچ توجیهی ندارد و نه تنها ناموس را حفظ نمی کند، بلکه آن را خدشه دار می سازد. ارتقای سطح سواد رسانه ای نیز مهم است تا افراد تحت تأثیر اطلاعات نادرست و شایعات قرار نگیرند.

تقویت نهادهای حمایتی: پشتیبانی از قربانیان

تقویت نهادهای حمایتی از جمله سازمان های مردم نهاد، مراکز مشاوره خانواده، خطوط اورژانس اجتماعی و خانه های امن برای زنان در معرض خطر، از اهمیت بالایی برخوردار است. این نهادها باید بتوانند به زنانی که در معرض خشونت یا تهدیدهای ناموسی قرار دارند، پناهگاه، مشاوره روان شناسی و حمایت حقوقی ارائه دهند. دسترسی آسان به مشاوران متخصص و روان شناسان می تواند به خانواده ها کمک کند تا اختلافات خود را از طریق گفت وگو و راهکارهای سازنده حل کنند و از رسیدن به نقطه بحران و خشونت جلوگیری شود. حضور فعال مددکاران اجتماعی در جوامع محلی نیز می تواند به شناسایی زودهنگام موارد پرخطر و مداخله به موقع کمک کند.

نقش رسانه ها: اطلاع رسانی مسئولانه و فرهنگ سازی مثبت

رسانه ها، به ویژه رسانه های خبری مانند رکنا، نقش دوگانه ای در این زمینه دارند. از یک سو، با اطلاع رسانی دقیق و شفاف درباره حوادث ناموسی، می توانند به افزایش آگاهی عمومی و ایجاد حساسیت اجتماعی کمک کنند. از سوی دیگر، مسئولیت بزرگی بر عهده دارند تا این اخبار را به شیوه ای منتشر کنند که از ترویج خشونت یا ایجاد جو هیجانی و سوءاستفاده گرانه خودداری شود. رسانه ها باید با رویکردی تحلیلی و آموزشی، به ریشه یابی این پدیده بپردازند، نظرات کارشناسان را منتشر کنند و به جای دامن زدن به تعصبات، به فرهنگ سازی مثبت و ترویج ارزش های انسانی بپردازند. تأکید بر پیامدهای قانونی و اجتماعی خشونت و برجسته سازی داستان های موفقیت در مقابله با آن، می تواند در بلندمدت تأثیرگذار باشد.

بازنگری و اصلاح قوانین: حمایت قوی تر

در کنار اقدامات فرهنگی و اجتماعی، بازنگری و اصلاح برخی قوانین، به ویژه ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی که می تواند به عنوان زمینه ای برای تخفیف مجازات قاتل در برخی شرایط ناموسی عمل کند، ضروری است. ایجاد حمایت های قانونی قوی تر برای قربانیان و تضمین اجرای عدالت برای عاملان خشونت، پیامی واضح به جامعه می فرستد که هیچ گونه خشونتی، به بهانه ناموس، قابل قبول نیست و بدون مجازات نخواهد ماند. این تغییرات باید با همکاری حقوقدانان، فعالان اجتماعی و نمایندگان مجلس صورت گیرد تا قوانین متناسب با نیازهای جامعه مدرن و اصول حقوق بشر باشند.

نتیجه گیری: لزوم همبستگی برای ریشه کنی خشونت ناموسی

حوادث رکنا ناموسی تبریز، همانند بسیاری از پرونده های مشابه در سراسر کشور، یادآوری تلخی از یک زخم عمیق اجتماعی هستند. پرونده هایی چون قتل اردشیر به دست شهاب، نه تنها نمایانگر اوج خشونت انسانی هستند، بلکه ریشه های پیچیده فرهنگی و اجتماعی را به تصویر می کشند که می توانند به فجایع غیرقابل جبران منجر شوند. این پدیده چندوجهی، نیازمند رویکردی جامع است که فراتر از مجازات صرف، به سمت پیشگیری، آموزش و تغییرات بنیادین در تفکرات اجتماعی حرکت کند.

برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، لازم است تا همبستگی اجتماعی، توجه به سلامت روان و تقویت مهارت های حل مسئله در خانواده ها بیش از پیش مورد تأکید قرار گیرد. آموزش های جامع در مدارس و دانشگاه ها، ترویج فرهنگ گفت وگو و تساهل، و حمایت از نهادهای اجتماعی که برای حقوق زنان فعالیت می کنند، می تواند به تدریج مسیر را برای جامعه ای عادلانه تر هموار سازد. رسانه ها نیز در این میان، وظیفه ای خطیر بر عهده دارند تا با اطلاع رسانی مسئولانه و فرهنگ سازی مثبت، به جای دامن زدن به خشونت، چراغی برای آگاهی بخشی و ترویج ارزش های انسانی باشند.

تنها با همکاری و همت تمام افراد جامعه، از خانواده ها و نهادهای آموزشی گرفته تا قوه قضائیه و رسانه ها، می توان به ریشه کنی کامل خشونت های ناموسی امید داشت. امید است که با افزایش آگاهی و تغییر نگرش ها، دیگر شاهد اخبار تلخ و دلخراش از این دست در هیچ کجای میهن عزیزمان نباشیم و جامعه ای بسازیم که در آن، کرامت انسانی والاترین ارزش محسوب شود.

دکمه بازگشت به بالا